دوره جامع ICDL آکادمی پویا حیاتی
دوره جامع ICDL آکادمی پویا حیاتی

آموزش تابع BITLSHIFT در اکسل

معرفی تابع BITLSHIFT

تابع BITLSHIFT در اکسل برای شیفت‌دادن بیت‌های یک عدد به چپ یا راست استفاده می‌شود. این کار در محاسبات دودویی (Binary) کاربرد زیادی دارد و عملاً معادل یک «ضرب یا تقسیم سریع بر توان‌های ۲» است:

  • اگر تعداد شیفت مثبت باشد: بیت‌ها به چپ می‌روند → عدد معمولاً بزرگ‌تر می‌شود (تقریباً ضرب در 2^n)
  • اگر تعداد شیفت منفی باشد: بیت‌ها به راست می‌روند → عدد کوچک‌تر می‌شود (تقریباً تقسیم بر 2^n)

این تابع مخصوص کارهایی مثل ساخت/خواندن فلگ‌ها (Flags)، ماسک‌کردن بیت‌ها، کار با کدهای باینری، یا محاسبات سطح پایین است؛ اما حتی در پروژه‌های معمولی هم می‌تواند برای ساخت شناسه‌ها یا ترکیب چند مقدار در یک عدد مفید باشد.

مثال ساده: اگر عدد 3 را 2 بیت به چپ شیفت بدهیم، نتیجه 12 می‌شود.

=BITLSHIFT(3;2)

چون 3 در باینری برابر 11 است و با دو شیفت به چپ می‌شود 1100 که در دهدهی برابر 12 است.

کاربردهای اصلی تابع BITLSHIFT

  • ضرب/تقسیم سریع بر توان‌های ۲ (برای مدل‌سازی‌های عددی خاص)
  • ساخت و مدیریت بیت‌فلگ‌ها (Bit Flags) برای وضعیت‌ها (فعال/غیرفعال، مجاز/غیرمجاز و…)
  • ساخت ماسک‌های بیتی برای فعال‌کردن/بررسی یک بیت مشخص
  • فشرده‌سازی چند مقدار کوچک در یک عدد (Packing) در سناریوهای کدنویسی یا گزارش‌گیری
  • تولید مقادیر استاندارد مثل 1، 2، 4، 8، 16، … با شیفت چپ
  • کمک به تحلیل داده‌هایی که از سیستم‌ها با کدهای دودویی/هگز وارد اکسل می‌شوند

ساختار (Syntax)

فرم انگلیسی:

=BITLSHIFT(number, shift_amount)

فرم فارسی (با جداکننده ;):

=BITLSHIFT(عدد;تعداد_شیفت)

آرگومان‌ها

number (عدد) / عددی که می‌خواهید بیت‌های آن شیفت داده شود

عدد ورودی که عملیات شیفت روی بیت‌های آن انجام می‌شود. این عدد باید عدد صحیح باشد. اگر اعشاری وارد کنید اکسل آن را به پایین گرد می‌کند (مثل 7.9 به 7 تبدیل می‌شود).

shift_amount (تعداد شیفت) / تعداد جابه‌جایی بیت‌ها

تعداد شیفت:

  • مثبت → شیفت به چپ
  • منفی → شیفت به راست
  • صفر → بدون تغییر

این مقدار هم باید عدد صحیح باشد (اعشار به پایین گرد می‌شود).

مثال‌های ساده و پایه

مثال 1: شیفت به چپ (ضرب سریع بر 2^n)

فرض کنید در سلول A2 عدد 5 را دارید و می‌خواهید آن را 3 بیت به چپ ببرید.

=BITLSHIFT(A2;3)

اگر A2=5 باشد، نتیجه 40 می‌شود (تقریباً 5×2^3).

مثال 2: شیفت به راست (تقسیم سریع بر 2^n)

فرض کنید در سلول A3 عدد 80 است و می‌خواهید 2 بیت به راست شیفت دهید.

=BITLSHIFT(A3;-2)

نتیجه 20 می‌شود (تقریباً 80÷2^2).

مثال 3: تولید توان‌های 2 (ساخت مقادیر 1،2،4،8،…)

اگر در سلول B2 عدد 0 باشد و بخواهید 2^B2 بسازید، می‌توانید از 1 شیفت‌داده‌شده استفاده کنید.

=BITLSHIFT(1;B2)

مثلاً اگر B2=5 باشد، نتیجه 32 خواهد بود.

مثال‌های کاربردی و واقعی

مثال 1: ساخت «کد سطح دسترسی» با OR (ترکیب فلگ‌ها)

فرض کنید می‌خواهید برای هر کاربر چند مجوز را با بیت‌فلگ ذخیره کنید:

  • خواندن (Read) = بیت 0
  • نوشتن (Write) = بیت 1
  • حذف (Delete) = بیت 2

اگر در C2 مقدار 1 یا 0 برای Read، در D2 برای Write و در E2 برای Delete باشد، کد دسترسی را می‌توانید این‌طور بسازید:

=BITOR(BITOR(BITLSHIFT(C2;0);BITLSHIFT(D2;1));BITLSHIFT(E2;2))

اگر C2=1 و D2=1 و E2=0 باشد، خروجی 3 می‌شود (یعنی Read و Write فعال است).

مثال 2: بررسی اینکه «مجوز نوشتن» فعال است یا نه (AND + ماسک)

اگر کد دسترسی در F2 باشد و می‌خواهید ببینید بیت 1 (Write) فعال است یا نه:

=IF(BITAND(F2;BITLSHIFT(1;1))>0;"نوشتن مجاز";"نوشتن غیرمجاز")

در اینجا BITLSHIFT(1;1) ماسک بیت 1 را می‌سازد (عدد 2). اگر AND صفر نباشد یعنی آن بیت روشن است.

مثال 3: محاسبه امتیاز با وزن‌های توان 2 و SUM (مدل امتیازدهی دودویی)

فرض کنید پاسخ‌های درست/نادرست یک آزمون کوتاه در سلول‌های A2:D2 با 0 و 1 ثبت شده و می‌خواهید هر سوال وزن دودویی داشته باشد (1،2،4،8). امتیاز نهایی:

=SUM(A2*BITLSHIFT(1;0);B2*BITLSHIFT(1;1);C2*BITLSHIFT(1;2);D2*BITLSHIFT(1;3))

این روش در طراحی کدهای وضعیت، تست‌ها و امتیازدهی سریع کاربردی است.

مثال 4: استخراج یک فلگ از روی جدول با XLOOKUP و بررسی آن

فرض کنید جدول کاربران دارید: در H:H شناسه کاربر و در I:I کد دسترسی ذخیره شده است. می‌خواهید مجوز Delete (بیت 2) را برای کاربر داخل K2 بررسی کنید:

=IF(BITAND(XLOOKUP(K2;H:H;I:I);BITLSHIFT(1;2))>0;"حذف مجاز";"حذف غیرمجاز")

مثال 5: شمارش کاربران دارای یک مجوز خاص با COUNTIF (کمک با ستون کمکی)

از آنجا که COUNTIF مستقیم روی BITAND شرط پیچیده را راحت نمی‌پذیرد، معمولاً یک ستون کمکی می‌سازیم. فرض کنید کد دسترسی کاربران در J2:J100 است و در K1 می‌خواهید تعداد کسانی که بیت 0 (Read) فعال دارند را بشمارید:

در K2 (ستون کمکی) بنویسید:

=--(BITAND(J2;BITLSHIFT(1;0))>0)

سپس تعداد را حساب کنید:

=SUM(K2:K100)

ترکیب تابع BITLSHIFT با فرمول‌های دیگر

  • BITLSHIFT + BITAND برای چک کردن روشن/خاموش بودن یک بیت
    =BITAND(A2;BITLSHIFT(1;3))
  • BITLSHIFT + BITOR برای روشن کردن یک بیت (اضافه‌کردن فلگ)
    =BITOR(A2;BITLSHIFT(1;3))
  • BITLSHIFT + IF برای نمایش نتیجه قابل فهم برای کاربر
    =IF(BITAND(A2;BITLSHIFT(1;1))>0;"فعال";"غیرفعال")
  • BITLSHIFT + SUM برای وزن‌دهی دودویی به گزینه‌های 0/1
    =SUM(B2*BITLSHIFT(1;0);C2*BITLSHIFT(1;1);D2*BITLSHIFT(1;2))
  • BITLSHIFT + XLOOKUP برای خواندن کد از جدول و سپس تحلیل بیت‌ها
    =BITAND(XLOOKUP(E2;A:A;B:B);BITLSHIFT(1;0))

خطاهای رایج و روش رفع آنها

در کار با BITLSHIFT چند خطای رایج وجود دارد. موارد زیر را بررسی کنید:

1) خطای #VALUE!

علت: یکی از آرگومان‌ها متن است یا مقدار غیرعددی وارد کرده‌اید (مثلاً “abc”).

راه‌حل: مطمئن شوید number و shift_amount عددی هستند. اگر مقدار از منبع متنی می‌آید، ابتدا آن را به عدد تبدیل کنید.

2) خطای #NUM!

علت: نتیجه از محدوده مجاز خارج شده یا ورودی/خروجی معتبر برای این تابع نیست. BITLSHIFT روی بازه اعداد صحیح 48-بیتی عمل می‌کند و اگر خروجی از این محدوده بیرون بزند، خطا می‌دهد.

راه‌حل: مقدار number را کوچک‌تر کنید یا shift_amount را کاهش دهید. اگر شیفت چپ زیاد باشد، خیلی سریع عدد بزرگ می‌شود.

3) نتیجه «غیرمنتظره» به خاطر اعشاری بودن ورودی

علت: اگر number یا shift_amount اعشاری باشد، اکسل آن را به پایین گرد می‌کند و ممکن است نتیجه مطابق انتظار شما نباشد.

راه‌حل: قبل از اعمال تابع، ورودی‌ها را صحیح کنید (یا خودتان گرد کنید) و با عدد صحیح کار کنید.

4) مشکل جداکننده آرگومان‌ها ( , یا ; )

علت: در برخی سیستم‌ها جداکننده فرمول‌ها «;» است و در برخی «,»؛ اگر اشتباه بزنید ممکن است فرمول درست تفسیر نشود.

راه‌حل: مطابق تنظیمات اکسل خود جداکننده درست را استفاده کنید. در اکسل فارسی معمولاً «;» رایج است.

نکات حرفه‌ای و ترفندهای مهم

  • برای ساخت ماسک‌ها از 1 استفاده کنید: الگوی استاندارد این است که برای بیت n از 1 شیفت داده‌شده استفاده کنید.
    =BITLSHIFT(1;n)
  • برای خوانایی، بیت‌ها را مستند کنید: یک جدول کوچک بسازید که بگوید بیت 0 برای چیست، بیت 1 برای چیست و… تا بعداً خودتان یا همکاران گیج نشوید.
  • به جای جمع کردن فلگ‌ها، از BITOR استفاده کنید: اگرچه بعضی‌ها فلگ‌ها را با جمع می‌سازند، اما روش درست و مطمئن (بدون ریسک تداخل) استفاده از OR بیتی است.
    =BITOR(code;BITLSHIFT(1;bit_index))
  • برای خاموش کردن یک بیت از ترکیب با BITXOR استفاده کنید (در صورت نیاز): اگر مطمئن هستید آن بیت روشن است، XOR می‌تواند آن را خاموش کند. (اگر روشن نباشد روشنش می‌کند، پس با احتیاط.)
    =BITXOR(code;BITLSHIFT(1;bit_index))
  • از ستون کمکی برای شرط‌های شمارشی استفاده کنید: برای COUNTIF/پivot معمولاً بهتر است یک ستون «دارای مجوز هست/نیست» بسازید.

تفاوت تابع BITLSHIFT با توابع مشابه

  • BITLSHIFT vs POWER

    POWER برای محاسبه توان‌هاست (مثلاً 2^n) اما BITLSHIFT برای شیفت بیت‌هاست. از نظر عددی، شیفت چپ اغلب شبیه ضرب در 2^n است، ولی BITLSHIFT ماهیت بیتی دارد و محدودیت‌های 48-بیتی و رفتار مخصوص خودش را دارد.

  • BITLSHIFT vs * و /

    در محاسبات عادی، ضرب و تقسیم واضح‌تر است. اما وقتی با فلگ‌ها، ماسک‌ها و وضعیت‌های دودویی سروکار دارید، BITLSHIFT ابزار استاندارد و دقیق‌تری است.

  • BITLSHIFT vs BITAND/BITOR/BITXOR

    BITLSHIFT «جابه‌جایی» انجام می‌دهد، اما BITAND/BITOR/BITXOR برای «ترکیب/بررسی/تغییر» بیت‌ها هستند. معمولاً BITLSHIFT را برای ساخت ماسک (مثل 1<<n) استفاده می‌کنند و سپس با BITAND/BITOR عملیات اصلی انجام می‌شود.

سازگاری با نسخه‌های مختلف اکسل

تابع BITLSHIFT جزو توابع بیتی اکسل است و در نسخه‌های جدید اکسل در دسترس است:

  • Excel 2013 و بالاتر (ویندوز)
  • Microsoft 365 (ویندوز و مک، بسته به بیلد)
  • Excel برای وب (در بسیاری از حساب‌ها پشتیبانی می‌شود، اما ممکن است در برخی محیط‌ها محدودیت داشته باشد)

اگر در فایل شما این تابع شناخته نشد، احتمالاً نسخه اکسل قدیمی است یا محیط اجرایی از توابع بیتی پشتیبانی نمی‌کند.

سؤالات پرتکرار درباره تابع BITLSHIFT

آیا BITLSHIFT همان ضرب در 2^n است؟

از نظر نتیجه عددی در بسیاری از موارد شبیه است، اما BITLSHIFT عملیات بیتی با محدودیت‌های مشخص (مثل بازه 48-بیتی) انجام می‌دهد و برای کارهای فلگ/ماسک مناسب‌تر است.

اگر shift_amount منفی باشد چه می‌شود؟

عدد به راست شیفت داده می‌شود و معمولاً کوچک‌تر می‌شود (تقریباً تقسیم بر 2^n).

آیا می‌توانم با BITLSHIFT بیت n را روشن کنم؟

خود BITLSHIFT فقط ماسک می‌سازد. برای روشن کردن بیت باید از BITOR استفاده کنید.

چرا با عددهای بزرگ خطای #NUM! می‌گیرم؟

احتمالاً نتیجه از محدوده مجاز خارج شده است. تعداد شیفت را کمتر کنید یا عدد ورودی را کاهش دهید.

جمع‌بندی و پیشنهاد یادگیری بعدی

تابع BITLSHIFT ابزار کلیدی برای کار با داده‌های دودویی در اکسل است؛ با آن می‌توانید بیت‌ها را چپ/راست شیفت دهید، ماسک بسازید، توان‌های ۲ تولید کنید و پایه‌ی ساخت سیستم‌های مجوزدهی و کدهای وضعیت را در اکسل پیاده‌سازی کنید.

پیشنهاد یادگیری بعدی: برای اینکه BITLSHIFT را در کار واقعی بهتر استفاده کنید، حتماً توابع BITAND، BITOR و BITXOR را هم یاد بگیرید و یک تمرین کوچک «سیستم دسترسی کاربران با بیت‌فلگ» برای خودتان بسازید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 16 =